تبليغاتX
وب نامه دكتر آراسب دباغ مقدم
مدتی این مثنوی تاخیر شد یکشنبه 15 خرداد1390 1:59
پس از مدتها دوری از وبلاگ نویسی که به دلیل جا به جايی منزل، وصل نبودن خط اینترنت و سایر مسایل جانبی بود، بالاخره فرصتی دست داد و سری به وبلاگم زدم. یعنی بعد از زمانی طولانی پیگیری، دست آخر خط وايمكس وصل شد. در اولين قدم هم فهرست پيوندها را به روز كردم و چند آدرس جديد و مفيد به ويژه براي دانشجويانم پيوند دادم و البته تعدادي آدرس قديمي را هم حذف كردم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد!!  
نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |

تب برفكي در چهار پرده !! جمعه 31 اردیبهشت1389 9:41
پرده اول:

فضاي منزل يكي از اقوام تازه از فرنگستان به وطن برگشته، حس نوستالژيك در زمان خداحافظي براي بازگشت مجدد ايشان به فرنگستان، شب قبل از پرواز، نوروز ۱۳۸۹ ، صحنه روشن مي شود:

ـ من در نقش دكتر دامپزشك و فاميل با آن اقوام: چون مي دانستم خيلي به كالباس علاقمند هستيد براي سوغات سفر به جاي پسته و سوغاتي هاي مرسوم يك كيلويي برايتان كالباس گرفتم!!

- اقوام: نگاه با تعجب شبيه به نگاه عاقل اندر سفيه.

ـ من: هول مي شوم، فكر مي كنم يك كيلو كالباس كم است و بايد بيشتر مي گرفتم!! با دست پاچگي و شرمندگي مي گويم: چون فكر كردم چمدانتان جا ندارد كم گرفتم، انشاالله در سفر بعدي كه تشريف آورديد وطن، جبران مي كنم!!

ـ اقوام: نگاه عاقل اندر سفيهش بيشتر مي شود!! و مي پرسد: شما واقعا دامپزشك هستيد؟!

ـ من: بعععله، مگه شك داريد؟

ـ اقوام: شما به عنوان يك دامپزشك نمي دانيد كه ورود دام زنده و فراورده هاي دامي بدون تاييد دامپزشكي، به فرنگستان ممنوع است؟

ـ من با تعجب: خير مگه يك كيلو كالباس هم مشكلي دارد؟

ـ اقوام: باز هم با نگاه عاقل اندر سفيه، بله ممكن است همين يك كيلو كالباس سبب انتقال بيماري هاي دامي يا مشترك و قابل انتقال از دام به انسان به كشور فرنگستان شود و خسارات اقتصادي و بهداشتي زيادي وارد كند!!

ـ من: دهان باز، صداي سوت كله از پشت صحنه شنيده مي شود!!

ـ باز هم من: حالا نمي شود با مامور دامپزشكي گمرك فرودگاه فرنگستان صحبت كنيد تا يك جوري اين يكبار را نديده بگيرند(توي دلم فكر مي كنم مثل كشور خودم با التماس مي توان دل ماموران را نرم كرد)!!

ـ اقوام با چشمان خيلي گشاد شده(متعجب): خير در آنجا سگهاي گمرك در هنگام ورود مسافر بو مي كشند و هر گونه فراورده دامي را مي گيرند. سگ هم خيلي زبان ما را نمي فهمد!!

ـ من با شرمندگي زياد و سرافكنده: پس لطف كنيد كالباس را بدهيد ببرم براي خانواده!! دفعه بعد كه تشريف آورديد به وطن، در موقع برگشت سوغاتي غير از فراورده هاي دامي مي آورم خدمتتان!!

صحنه تاريك مي شود.

پرده دوم:

- دفتر رئيس سازمان دامپزشكي وطن، نماي كلوزآپ، رئيس سازمان، بسيار پر شور ،جوان و علاقمند، كم تجربه، زير فشارهاي سياسي و غير سياسي از جناحين مختلف، در حال امضاي چند صد برگه مجوز ورود دام زنده و كشته(لاشه) به كشور به بهانه تنظيم قيمت گوشت در بازار، حمايت از مصرف كننده و احتمالا بهبود رابطه با آن كشورها !!

صحنه تاريك مي شود. 

پرده سوم:

صحنه با رنگهايي مخلوط از سياه و قرمز نور پردازي مي شود، بيابان و دشت در اطراف يك روستا، لاشه هاي گاو و گوسفند تلف شده از تب برفكي همه جا پراكنده شده است، نماي لانگ شات يك خانواده دامدار و توليد كننده روستايي را نشان مي دهد كه تمام سرمايه زندگيشان را از دست داده اند و در حال گذاشتن چند تكه وسايل پلاستيكي زندگي پشت وانت براي آمدن به پايتخت زلزله خيز آن كشور!! جهت ادامه زندگي به صورت دست فروشي و كارگر روز مزد سر چهار راه هستند.

ـ مرد بي صدا گريه مي كند و شانه هايش مي لرزد، زن توي سرش مي زند، بچه ها(پنج بچه از ۱۵ ساله تا ۳ ساله!!) مضطرب و نگران هستند، وانت به سمت پايتخت حركت مي كند.

صحنه تاريك مي شود. 

پرده چهارم:

جلسه توديع و معارفه، جمع خبرنگاران و مقامات، نور فلش دوربين ها، صداي كليك كليك عكاس ها قطع نمي شود، نماي بسته، يك جوان مغموم، فرد ديگري در حال پنهان كردن احساس شادماني دروني!! معاونين و مديران كل مضطرب از فردايي نا مطمئن!!

ـ رئيس جوان سازمان دامپزشكي تعويض و فرد ديگري به جاي او منصوب مي شود!!، فرد جديد قول مي دهد كه بدون بررسي كافي و تحت فشار هيچ شخص يا گروهي، مجوز صادر نشود و بيماري را در اسرع وقت كنترل كند.

صحنه تاريك مي شود.  

 

نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |

چندي پيش مصاحبه اي داشتم با راديو "ايران صدا" در مورد بهداشت و سلامت شير كه "پيوند"  آنرا در زير قرار داده ام. اما چند مورد براي بنده در اين مصاحبه بسيار جالب و تامل بر انگيز بود:

۱- پزشكان محترم با هر تخصصي(حتي تخصص چشم پزشكي!!) به خود اجازه مي دهند در همه زمينه هاي تخصصي(حتي بهداشت و سلامت شير) وارد بحث و اظهار نظر شوند. هر كسي كه كوچكترين اطلاعات پايه اي از بهداشت مواد غذايي داشته باشد، متوجه اشتباهات فاحش برخي از عزيزان كميسيون بهداشت و درمان مجلس، در مورد سبب شناسي آلودگي شيرهاي كشور مي شود. 

۲- بعد از ۳۰ سال از گذشتن از وقوع انقلاب اسلامي، كعبه آمال و  آرزوهاي وزارت بهداشت ايران و بعضي از نمايندگان محترم كميسيون بهداشت و درمان مجلس، رسيدن به الگوي آمريكايي FDA است؛ كه حتي متاسفانه اين زحمت را به خود نمي دهند كه در مورد ساختار نظارت بر بهداشت مواد غذايي در همين آمريكا هم تحقيق بكنند. در همين آمريكاي كعبه آمال و آرزوها!!، نظارت بر بهداشت مواد غذايي با منشا دامي بر عهده بخشي تخصصي از وزارت كشاورزي به نام FSIS (خدمات بازرسي مواد غذايي) است و در همان FDA هم امور تخصصي دامپزشكي در زير مجموعه اي از آن به نام  CVM انجام و رتق و فتق مي شود. سوال اين است كه نمايندگان محترم مجلس و وزارت بهداشت، تا كنون الگوي كنترل مواد غذايي را در چند كشور جهان بررسي كرده اند كه الگوي آمريكايي را به عنوان بهترين گزينه انتخاب كرده اند؟!!

3- وزارت جهاد كشاورزي و به تبع آن سازمان دامپزشكي در مورد امنيت مواد غذايي كه سلامت غذا هم جزيي از آن است كمتر فعاليت مي نمايند، ظاهرا اين موضوع به كميسيون كشاورزي هم سرايت كرده است. در حاليكه الگوي جهاني سازمان غذا و كشاورزي جهاني FAO و سازمان جهاني سلامت دام OIE غير از اين را نشان مي دهد. مطالعه ساختار و عملكرد وزارت كشاورزي كشورهاي مختلف جهان نيز نشان مي دهد كه قريب به اتفاق ايشان در امر سلامت مواد غذايي(حتي نوع فراوري شده آن) بسيار فعال هستند. 

۴- وزارت بهداشت در سال هاي اخير، با ادعاي متولي سلامت كشور بودن، روز به روز بزرگتر شده است؛ در مقطعي آموزش رشته هاي پزشكي را از وزارت علوم جدا كرد. در مقطعي مدعي سلامت غذا حتي برنج خام و شير خام و گوشت و مرغ خام مي شود و معتقد است كه تمام چرخه غذا از توليد تا مصرف را بايد زير نظر داشته باشد و خواهان جدا سازي سازمان دامپزشكي از وزارت كشاورزي است. براي سلامت آب و هوا و فاضلاب و دفع زباله هم حقي براي سازمان محيط زيست قايل نيست و آنقدر روي دستورالعمل هاي صادره خود پافشاري مي كند كه كار به هيئت وزيران مي كشد!!

۵- با ديدگاه وزارت بهداشت بايد وزارت مسكن، راه و ترابري و... هم بايد به ايشان بچسبد، چون زلزله و تصادفات و...هم با سلامت انسان در ارتباط است، بايد زير مجموعه وزارت بهداشت شود.

۶- وزرات بهداشت در داخل پيكره خود نيز در مورد كنترل مواد غذايي هماهنگي ندارد. نظارت بر توليد در كارخانه ها بر عهده معاونت غذا و دارو است(اداره كل نظارت بر مواد غذايي، آشاميدني،بهداشتي و آرايشي)  و در سطح عرضه بر عهده معاونت سلامت( مركز سلامت محيط و كار) و آزمايشات غذا بر عهده اداره كل آزمايشگاه هاي غذا و دارو است. آمار مسموميت هاي غذايي را نيز مركز مديريت بيماري هاي واگير جمع آوري مي كند!! (بنازم به اين يكپارچگي در مديريت!!)

۷- ضرورت دارد سازمان دامپزشكي، وزارت جهاد كشاورزي و كميسيون كشاورزي مجلس بيش از پيش در مورد امنيت مواد غذايي كه سلامت و بهداشت مواد غذايي را هم شامل مي شود، فعال گردند تا از اظهار نظرهاي غير كارشناسي توسط افراد غير متخصص جلوگيري شود. 

۸- و اينك پيوند اين مصاحبه:

http://www.iranseda.ir/player/?itemid=582951 

نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |

شير تو شير جمعه 18 دی1388 3:35
ماجرا از آنجا شروع شد كه جناب دكتر صدر در چند روز گذشته در همايش بهداشت و سلامت شير مدعي عدم سلامت ۵۰ درصد شيرهاي كشور شدند. بعد از آن هم چندين روزنامه آنرا تيتر كردند و دست آخر هم جناب دكتر نوروزي در برابر اين موضوع، موضع گرفتند و گفتند فقط يك درصد شيرهاي كشور آلوده است. من هم اخيرا با هفته نامه سلامت(كه احتمالا شنبه ۱۹ ديماه چاپ خواهد شد) مصاحبه اي در همين زمينه داشتم، اما لازم مي دانم نكاتي چند را در مورد سلامت شيرهاي مصرفي كشور به ويژه براي رياست محترم سازمان دامپزشكي نقل كنم؛ هر چند مي دانم ايشان به اينگونه مسايل از من واقف ترند و اگر تكذيب و تاييدي مي فرمايند به سبب ناچاري و بنا به مصلحت است و نه خداي ناكرده از سر عدم آگاهي!! (داستان معروف من غلام توام نه غلام بادمجان بوراني را مطالعه بفرماييد!!). 

و اما منظور از سلامت شير، سلامت آن از ديدگاه ميكروبي و شيميايي است (در مورد شير مخاطرات فيزيكي كمتر مطرح است). حال كمي به هر دو موضوع نگاه كنيم. قبل از آن هم لازم مي دانم كه به اين نكته اشاره كنم كه سلامت شير از دامداري تا درب كارخانه بر عهده سازمان دامپزشكي(شير خام) و از كارخانه تا مصرف بر عهده وزارت بهداشت است. نكته ديگر هم آنست كه در صنعت غذا تقريبا هيچ فرايندي وجود ندارد كه بتواند يك محصول آلوده يا فاسد را به محصول با كيفيت بهتر تبديل كند؛يعني كيفيت شير از دامداري ها شروع مي شود و نه از كارخانه ها.

الف-مشكلات كلي شير:

۱-سازمان دامپزشكي در اداره كل نظارت بر بهداشت عمومي چه در ستاد سازمان و چه در استان ها فاقد كارشناس خبره شير است(منظور اشخاصي مثل سركار خانم دكتر ثريا نواب پور، دكتر شهريار دبيريان و....). هر چند اين سازمان از اين عزيزان و ساير خبرگان در جلسات دعوت مي كند اما به هر حال فرد مطرحي در زمينه شير در سازمان دامپزشكي فعلا وجود ندارد.   

۲- در مورد شير ضعف آيين نامه اجرايي وجود دارد يعني دامپزشكي كه با شير آلوده برخورد مي كند، نمي تواند آنرا معدوم كند؛ فقط مي تواند آنرا تحويل نگيرد و خوب مسلما صاحب شير، آنرا چند صد متر آنطرف تر به كارخانه اي ديگر مي فروشد.

۳- حدود نيمي از دامداري هاي كشور سنتي هستند و اين يعني در خوشبينانه ترين حالت، توليد شيري با نظارت كم و بار ميكروبي بالا.

۴-  كارخانه هاي شير ايزان و محصولات آنها فاقد رتبه بندي مشخص كيفي هستند و قيمت گذاري دولتي فراورده هاي لبني نيز انگيزه رقابت سالم را از آنها گرفته است، لذا ورود به عرصه رقابت كيفي برايشان چندان چنگي به دل نمي زند.

۵- آزمايشگاه مركزي كنترل كيفي موادغذايي سازمان دامپزشكي عليرغم هزينه هاي هنگفتي كه براي آن شده، هنوز چندان عملياتي نشده است و روش هاي آزمايشگاهي "ست آپ" نشده اند؛ كه ظاهرا كمبود نيروي متخصص مشكل اصلي آن است. لازم به ذكر است كه روش هاي "آناليز دستگاهي در مورد سموم و باقيمانده هاي هورموني" اغلب بسيار پيچيده، زمانبر، پر هزينه و تخصصي هستند و از عهده آزمايشگاه كارخانه ها خارج مي باشند.     

۶- به نظر مي رسد كه بهداشت و سلامت شير در اولويت برنامه هاي سازمان دامپزشكي كشور قرار ندارد، اين را از شركت نامنظم و يك خط در ميان نمايندگان سازمان(كه البته تقريبا هر بار نيز تغيير می يا بند) در جلسات فدراسيون بين المللي شير كشور مي توان فهميد كه فغان همگان(نمايندگان ساير سازمانها) را در آورده است. البته گاهي نيز نمايندگان سازمان مذكور با اشاره به كمبودهاي مختلف سازمان اذعان مي كنند كه سازمان دامپزشكي بيشتر درگير مستقيم بيماري هاي دامي است و از فراورده ها هم گوشت قرمز در اولويت است. 

۷- هنوز هم بسياري از كارخانه هاي شير در قسمت دريافت شير خام فاقد تجهيزات مناسب و نفرات كارشناس(از رده هاي مختلف دامپزشكي) هستند. مسلما جزو وظايف سازمان دامپزشكي است كه اين موضوع را كه با سلامت مردم و اشتغال مستقيم همكاران دامپزشك ارتباط دارد، به جد پيگيري كند.

            


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |

مرگ استاد جمعه 29 آبان1388 23:6
اولين بار كه سر كلاس درس آمد- در آن سال هاي دور در سال ۱۳۷۲ - خود را چنين معرفي كرد: "حسامي هستم"، "حسامي قاجار" و بعد شرح مفصلي داد از اينكه چگونه نسبش به خاندان قاجار مي رسد. مسول درس ۴ واحدي "ويروس شناسي و بيماري هاي ويروسي" بود كه به همراه دكتر قابوسي و دكتر كارگر موخر و دكتر خدمتي درس را به صورت گروهي ارايه مي دادند.

 بسيار خوش بيان و خوش صحبت بود. از آن استادهايي كه آدم از شنيدن كلامشان خسته نمي شد. با اينكه شايد جزو اساتيد پيشكسوت و با تجربه ما به حساب مي آمد، اما به هيچ وجه از مطالب ويروس شناسي روز به دور نبود. بيماري هاي پريوني و جنون گاوي را كه در آن سال ها خيلي در سر زبان ها بودند به خوبي به ما درس داد و ايدز را هم كه سر منشا آن را ميمون هاي سبز آفريقايي مي دانند خيلي كامل و شيوا بيان كرد.(درآن سال ها صحبت كردن از ايدز و گفتن آمار آن در ايران هنوز خيلي در مجامع عمومي باب نبود و فقط مي توانستيم چنين مطالبي را در سر كلاس هاي درس يا سمينارهاي تخصصي بشنويم، چون دولتمردان آن دوران معتقد بودند جوانان مومن ما از اين بيماري كاملا مصون هستند!!)

برايمان از طاعون گاوي گفت و اينكه چه كشتارهايي كرده است و چقدر به جمعيت دامي كشور خسارت وارد كرده است؛ و اينكه اين بيماري سر منشا تشكيل سازمان دامپزشكي كشور بوده است. اسلايدي برايمان نشان داد و گفت اين را براي جوان هاي امروزي نشان مي دهم كه دايما از كمبود امكانات تحقيقاتي در كشور مي نالند، بله، ما با اين امكانات اولين واكسن هاي ويروسي را ساختيم؛ و اسلايد چيزي نبود جز چند لوله و شيشه و لام و يك اتوكلاو قديمي!!

بعدها درس "تاريخچه و قوانين دامپزشكي" را هم برايمان تدريس كرد. از "جامعه دامپزشكان ايران" گفت كه در فراز و نشيب هاي حوادث سياسي كشور چگونه همكاران حتي با تشكيل جلسات در منزل شخصي خود، آنرا حفظ كرده اند. از قوانين بازرسي گوشت و كشتارگاه ها برايمان گفت. از تشكيل نخستين دانشكده دامپزشكي كشور در دانشگاه تهران گفت و تلاش همكاراني كه آنرا از "وزارت فلاحه" جدا كردند و به دانشگاه تهران پيوند دادند. از اداره دامپزشكي ارتش كه خود نيز در آن به عنوان ناظر كارخانه كنسروسازي خدمت كرده بود گفت و خدماتي كه اين اداره به سلامت مواد غذايي مصرفي در ارتش انجام داده بود.

در يكي از روزهاي ۱۴ مهر كه جشني توسط جامعه دامپزشكان برپا بود، چند دقيقه اي را بر سر ميزي كه من و همسرم پشت آن بوديم، آمد مثل هميشه گرم و صميمي و مثل هميشه هم مرا با نام كوچكم صدا زد و گفت چطوري آراسب؟(چون نماينده كلاس بودم، مرا به خوبي مي شناخت و با نام كوچك صدا مي زد.) در همان چند دقيقه همسرم شيفته منش والاي او شد.

و شنبه هفته گذشته و يك تماس از "جامعه دامپزشكان" كه "دكتر حسامي" روز جمعه به علت مشكل قلبي درگذشت. بغضي گلويم را گرفت. پيش خود انديشيدم چندين سال بايد در دامپزشكي بگذرد تا يك دكتر حسامي ديگر ظاهر شود. و ما براي شناساندن حسامي و حسامي ها به مردم كشورمان چه كرده ايم. جامعه دامپزشكان كه ايشان از اعضاي فعالش بود، چه كرد؟ نظام دامپزشكي چه كرد؟ سازمان دامپزشكي چه كرد؟

اين چند روز خيلي سعي كردم كه عكسي را كه در سال ۱۳۷۲ در كنار ايشان داشتيم در فيس بوك قرار دهم كه متاسفانه نشد. هنوز هم صدايش در گوشم هست كه مي گفت: چطوري آراسب؟

به هر حال، درگذشت اين استاد دانشمند و با اخلاق را كه عاشق صنفش بود، به همه همكاران عزيز به ويژه دانشجويانش تسليت مي گويم.

نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |

سرزمين من (براي دل خودم!!) پنجشنبه 23 مهر1388 18:58
بي آشيانه گشتم

خانه به خانه گشتم

بي تو هميشه با غم

شانه به شانه گشتم

 

عشق يگانه من

از تو نشانه من

بي تو نمك ندارد

شعر و ترانه من

 

سرزمين من

خسته خسته از جفايي

سرزمين من

دردمند و بي دوايي

سرزمين من

 

سرزمين من

كي غم تو را سرود؟

سرزمين من

كي ره تو را گشود؟

سرزمين من

كي به تو جفا نمود؟

سرزمين من

 

ماه و ستاره من

راه دوباره من

در همه جا نميشه

بي تو گزاره من

 

گنج تو را ربودند

از بر عشرت خود

قلب تو را شكستند

هر كه به نوبت خود 

 

سرزمين من

خسته خسته از جفايي

سرزمين من

بي سرود و بي صدايي

سرزمين من

دردمند و بي دوايي

سرزمين من

 

سرزمين من

مثل چشم انتظاري

سرزمين من

مثل دشت پر غباري

سرزمين من

مثل قلب داغداري

سرزمين من 

نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |

امروز بعد از مدتها فرصتي دست داد تا به سايت اداره كل دامپزشكي استان تهران نظري بيندازم. در گالري عكس اين اداره، از تشديد نظارت بر مواد غذايي در ماه مبارك رمضان ( كه من يكي كه حتي نظارت معمول را هم نديدم، چه رسد به تشديد نظارت!!) خبر داده بود. با خودم گفتم سري به عكس ها بزنم حتما براي نمايش اقتدار دامپزشكي و نقش آن در امنيت غذايي براي عوام الناس هم كه شده، عكس چندين خودروي شاسي بلند به رنگ سفيد(از همانها كه اكيپ هاي بازرسي وزارت بهداشت دارند!!)و تعدادي دامپزشك با روپوش سفيد را براي مردم انداخته اند. وقتي عكس ها باز شد احساس كردم فضاي يكي از پايانه هاي تاكسيراني است!! كه رئيس كل سازمان تاكسيراني مي خواهد خبر خوش سزيع رسيدن به مقصد را براي صرف افطار به مردم شريف كشور بدهد!!

چند تاكسي نارنجي كه چند نفر كه لباس غير فرم پوشيده اند و معلوم نيست مسافرند؟ راننده اند؟ دامپزشكند؟ تماشگرنما هستند؟!! هم در كنار اين تاكسي ها ايستاده اند. البته پشت فرمان هم چند نفري نشسته اند كه باز هم معلوم نيست راننده نما هستند يا دامپزشك نما؟!!

نحوه نوشتن "طرح كنترل...." هم ديدني تر است. انگار قحطي پارچه نويسي و غيره آمده!! يك جمله كوتاه را روي ۱۰ تكه كاغذ كج و كوله نوشته اند و به زور و ضرب چسب روي شيشه ها چسبانده اند!!

تاكسي ها هم كه ديدني تر هستند. يكي خط نارنجي دارد، يكي خط آبي دارد،يكي هم اصلا خط ندارد!!  و تعدادشان هم كه غوغا مي كند، فقط ۴ تا تاكسي!! يعني اگر هر كدام از اين ها همت كنند و روزي ۳۰ محل را بازديد كنند(كه بعيد است وقت كنند، با توجه به آغاز كار ادارات در ساعت ۹ و اتمام كار در ساعت ۱۴ ) احتمالا ۴۰ ماه رمضان نياز است تا كل اماكن توليد و عرضه فراورده هاي دامي تهران توسط اين چهار اكيپ بازديد شود.

ضمنا تا آنجا كه مي دانم رئيس تاكسيراني بارها اعلام كرده كه تاكسي ها حق ندارند به صورت دربستي براي ادارات كار كنند؛ لابد مسولان دامپزشكي تهران، آن دنيا جواب مسافران در راه مانده را كه تاكسيشان در روزهاي ماه رمضان دربست شده، خواهند داد. 

خداوند به حق اين شبهاي عزيز به مديران دامپزشكي تهران كمي، فقط كمي درايت و به هم ميهنان صبور نيز صبر بيشتر عنايت بفرمايد تا ببينند و دم بر نياورند!!     آمين يا رب العالمين!!

ضمنا براي ديدن عكس ها مي توانيد به پرتال اداره كل دامپزشكي استان تهران مراجعه كنيد.    

نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |

بالاخره بعد از حدود ۲ ماه امروز فرصتي شد تا چند خطي بنويسم. ديدم بهتر است روز ملي دامپزشكي  (۱۴ مهرماه) را بهانه اي كنم تا باز نوشتن را از سر گيرم. براي همه همكاران عزيزم كه در شعب مختلف دامپزشكي مشغول فعاليت هستند آرزوي موفقيت دارم. شايد بد نباشد براي آشنايي افراد غير دامپزشكي هم كه احتمالا اين وبلاگ را مطالعه مي كنند، فقط گوشه اي از فعاليت هاي دامپزشكان را نام ببرم:

۱- گروهي از همكاران دامپزشك در موسسه تحقيقات واكسن و سرم سازي رازي و شعبه هاي آن مشغول ساخت واكسن هاي دام، طيور و انسان(فلج اطفال، سرخك، اوريون، سرخجه، ديفتري، كزاز، سياه سرفه و ...) جهت پيشگيري از بيماريهاي مسري و ارتقاي بهداشت عمومي هستند.

۲- گروهي ديگر در مراكز تهيه و توليد مواد غذايي با منشا دامي(گوشت، مرغ، آبزيان، شير و لبنيات، سوسيس و كالباس، عسل، تخم مرغ و غيره) بر بهداشت اين محصولات نظارت دارند تا هموطنان از غذايي سالم برخوردار باشند.

۳- گروهي ديگر نيز در دانشكده هاي پزشكي، دامپزشكي، پرستاري، پيراپزشكي و بهداشت، دامپروري، شيلات و غيره به تدريس دروس مختلف مشغول هستند.

۴- گروهي ديگر در موسسات تحقيقاتي همچون انستيتو پاستور ايران به پژوهش در علوم پايه پزشكي و بيماري هاي مشترك و قابل انتقال بين انسان و دام مشغول هستند.

۵- گروهي ديگر نيز در بخش هاي اجرايي همچون وزارت بهداشت، درمان  و آموزش پزشكي، سازمان دامپزشكي، وزارت جهاد كشاورزي، نيروهاي مسلح و... به امور اجرايي و مديريتي مشغول هستند.

۶- عده اي نيز در علوم باليني دامپزشكي(درمان مستقيم بيماري هاي دام و طيور و آبزيان و حشرات مفيد و...) در مزارع و مراكز پرورش اين موجودات يا در بخش خصوصي مشغول هستند.

۷- گروهي ديگر نيز در تامين و توزيع نهاده هاي دامي اعم از دارو و واكسن و... نقش دارند

۸- عده اي ديگر نيز آزمايشگاه هاي تشخيص دامپزشكي، پزشكي، كنترل مواد غذايي و غيره را راهبري مي كنند.

۹- گروهي نيز مشاور امور پرورش دام و طيور و آبزيان و ... در موسسات پرورشي هستند.

 به همه اين عزيزان روز ملي دامپزشكي را تبريك مي گويم و با توجه به تقارن اين روز با آغازين ماه تحصيل علم، براي همه اساتيد دامپزشكي نيز آرزوي سلامتي و طول عمر مي نمايم.  

 

نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |

ديروز روز انتخابات پانزدهمين دوره جامعه دامپزشكان بود. انتخاباتي تنها با حضور ۷۴ نفر كه ۲۲ نفر آن نيز كانديداي عضويت در هيئت مديره بودند!!

از هنگامي كه اينجانب در سال ۱۳۷۶ از مقطع دكتراي عمومي دامپزشكي فارغ التحصيل شده ام، مي توانم بگويم بي شور و شوق ترين انتخاباتي كه برگزار شد، انتخابات حاضر بود. اينكه برگزيدگان كه اينجانب هم يكي از آنها مي باشم چقدر مي توانند نماينده واقعي دامپزشكان ايراني باشند، بسيار جاي سوال است. حداقل در انتخابات قبلي مي شد شور و شوق جوانان و نسل هاي جديد دامپزشكي را ديد. 

در انتخابات ديروز به جز چند فهرست كلي كه به يكي دو ديوار در كانون توحيد چسبانده شده بود، نه فهرستي براي حضار تهيه شده بود و نه به كانديداها اجازه داده شد كه حتي چند ثانيه اي به معرفي خود و برنامه هايشان بپردازند!! يكي از عزيزان پيش كسوت گفت كه خوب خوشبختانه همه همديگر را مي شناسند!! اين مانند اين است كه مثلا در انتخابات رياست جمهوري بگوييم چون همه مردم نامزدها را مي شناسند هيچ فرصتي به آنها براي بيان نظراتشان ندهيم!!

من به عنوان يك عضو هيئت مديره جامعه دامپزشكان، دلايل اين عدم مشاركت مناسب را در چند بند زير مي توانم خلاصه كنم:

۱- با فعال شدن سازمان نظام دامپزشكي، شرح وظايف خاصي براي ارايه خدمات توسط جامعه دامپزشكان وجود ندارد و جامعه دامپزشكان نيز در اين زمينه و براي افزايش خدمات خود برنامه اي ندارد.

۲- با رفتن يكي از كارمندان اداري جامعه و پاره وقت شدن فرد ديگر، ساعات كار جامعه به ساعت ۱۵ تا ۱۷ بعد از ظهر تقليل يافته كه عملا مي توان گفت محترمانه تعطيل شده است.

۳- تنها خبرنامه جامعه كه قبل از هيئت مديره قبلي توسط كميته روابط عمومي (كه جمعي از جوانان علاقمند بودند) منتشر مي شد، به دلايلي كه حداقل بنده آنها را نمي دانم تعطيل و يك پل ارتباطي خوب بين جامعه و اعضا نيز غير فعال شد.

۴- هر چند سايت جامعه در واپسين روزهاي رسميت هيئت مديره قبلي راه اندازي شد، اما آنقدر اين كار تاخير داشت كه عملا بينندگان خود را از دست داده بود.

۵- عدم موضع گيري صريح و شفاف هيئت مديره قبلي به دليل رجحان ديدگاه دولتي و بعضي ملاحظه كاريها در امور مرتبط با صنف همچون موضوع شير خشك هاي وارداتي، آنفلوانزاي پرندگان و غيره، عملا بسياري از اعضا را از شفا گرفتن از اين امام زاده نااميد كرده است.

۶- عدم برنامه ريزي مناسب جهت عضو گيري جديد و نيز تمديد عضويت دامپزشكان قديمي و عدم به روز رساني فايل اطلاعاتي دامپزشكان، سبب شده است كه ارتباط بسياري از همكاران با جامعه قطع شود.

۷- فصلنامه جامعه دامپزشكان كه گاها به دوفصلنامه و سه فصلنامه تبديل شده است، هم بسيار دير به دست خوانندگان مي رسد و هم به دليل قديمي بودن بانك اطلاعات اعضا، در بسياري از موارد عودت داده مي شود.

۸- جامعه دامپزشكان فاقد اهداف كوتاه مدت، ميان مدت و دراز مدت و استراتژي تعريف شده بوده و بسيار ي از جلسات آن حتي دستور كار نيز ندارد!!

۹- به دلايل متعددي از جمله نداشتن مدير عامل و كارمند ثابت اداري، تعداد كثيري از مصوبات جلسات كه (حتي اين اواخر ديگر به امضاي اعضاي هيئت مديره هم نمي رسيد)!! اجرايي نمي شد.

۱۰- ملاحظه كاري بين هيئت رئيسه محترم و بعضي از اعضاي هيئت مديره سبب شده بود كه غيبت هاي چند ماهه برخي از اعضاي محترم هيئت مديره كه بايد سبب حذف ايشان و جايگزيني ايشان با عضو علي البدل شود، رسيدگي نگردد.

۱۱- مبلغ هنگفتي را كه مي شد صرف امور آموزشي، فرهنگي و بستر سازي براي ارتقاي صنف شود(جنبش نرم افزاري)، صرف ساختن ساختماني شد كه عليرغم هزينه ۲۶۰ مليون توماني و بر آورد رقمي در همين حدود براي تكميل آن معلوم نيست تا چند سال ديگر ساخت و سازش ادامه خواهديافت(جنبش سخت افزاري)!! و اصولا آيا يك ساختمان ۵ طبقه براي صنفي كه در انتخاباتش ۷۴ نفر را مي تواند گردهم آورد ضروري است؟!! مگر بزرگاني چون گاندي بيانيه هاي كوبنده خود را از ساختمان هاي چندين طبقه صادر مي كردند؟!!

۱۲- عدم ارتباط مناسب با صنوف توليد كننده بخش دام و طيور و جوامع و انجمن هاي صنفي مرتبط به منظور پيگيري مشكلات سر راه ايشان در امر توليد، كه سبب گرديده اين صنوف حمايت خود را از جامعه دامپزشكان قطع كنند. خاطرم هست در آخرين كنگره جامعه دامپزشكان كه مدير يك شركت بسته بندي تخم مرغ براي حمايت از كنگره دعوت شده بود، از هيئت مديره به صراحت پرسيد كه شما در زمان مشكلات ما كجا هستيد كه اكنون كمك مي خواهيد؟!!  

 به هر حال به نظر بنده نه آن بيلان كاري كه ديروز ارايه شد در حد جايگاه رفيع جامعه دامپزشكان بود- كه اوج اين بيلان برگزاري يك همايش ملي بود- و نه اين انتخاباتي كه برگزار شد در شان جايگاه صنف دامپزشكي بود. اميدوارم با ورود افراد جديدي به جمع هيئت مديره قبلي، ديدگاه هاي قديمي اصلاح شود. 

جامعه دامپزشكان به نگاهي نو نياز دارد؛ چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد. 

                 

       

نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |

چند روزي بيشتر به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري باقي نمانده است، در ميان شعارهايي كه ۴ كانديداي محترم رياست جمهوري مي دهند، كمتر شعار يا برنامه اي در مورد نظام سلامت كشور به چشم مي خورد. اين موضوع ممكن است به يكي از دلايل ذيل باشد:

۱- سلامت، از مطالبات عمومي و معطل مانده مردم نمي باشد.

۲- نظام سلامت كشور، هيچ مشكلي ندارد كه نيازمند تحول باشد.

۳- كانديداهاي محترم، سلامت را به عنوان يك اولويت در نظر نمي گيرند.

۴- كانديداهاي محترم از نظام سلامت اطلاعي ندارند.

علت هر چه كه باشد، نتيجه يكي است و آن دور ماندن بخش سلامت از ديد بالاترين مقام اجرايي كشور است.

حال اگر نظام سلامت را به عنوان يك نظام فرا بخشي ( بالاتر از وظايف يك يا چند وزارتخانه) بپذيريم كه هر اقدامي در هر يك از وزارتخانه ها مي تواند روي آن تاثير گذار باشد، و با در نظر گرفتن اين نكته كه در كشور ما اصل تفكيك قواي سه گانه (مجريه، مقننه و قضاييه) وجود دارد و همچنين با در نظر گرفتن اين نكته كه روساي دو قوه انتخابي ورئيس يك قوه انتصابي مي باشد، به عنوان يكي از جمهور، انتظارات خود را در بخش سلامت از رئيس جمهور آينده، در قسمت نظرات بيان نماييد. 

و اما براي گشودن باب سخن، به عنوان يكي از دست اندركاران نظام سلامت كشور و همچنين به عنوان يك شهروند، نظر اول را خودم بيان مي كنم:

در حال حاضر بيمه هاي خدمات درماني كشور، همانطور كه از نامشان هم پيداست، بيشتر درمان نگر هستند؛ اما بيمه ها در جهان به سمت سلامت نگر شدن (HEALTH INSURANCE ) پيش رفته اند.

مثالي در اين زمينه مي زنم:

بيمه هاي درماني فعلي، هزينه هاي مربوط به خدمات روانپزشكي را مي پردازند اما خدمات مشاوره روان كه نقش پيشگيري در بيماري هاي رواني دارند و توسط گروه روانشناسان انجام مي شوند، تحت اين پوشش قرار نمي گيرند؛ حال آنكه نظام سلامت روان بر پايه خدمات پيشگيرانه بخش روانشناسي و غربالگري هاي(SCREENING ) حاصل از آن قرار دارد. 

حالا شما پاسخ دهيد كه در بخش سلامت، چه انتظاري از رئيس جمهور آينده داريد؟ (البته همكاران دامپزشك هم نقش دامپزشكي در نظام سلامت و انتظارات اين بخش از رئيس جمهور آينده را فراموش نفرمايند)!!            

نوشته شده توسط دكتر آراسب دباغ مقدم  | لینک ثابت |